به گزارش تحریری، تارنمای مرکز تحقیقاتی «نشنال اینترست» چندی قبل ادعا کرد که ترکیه و ایران ممکن است بهزودی وارد جنگ شوند.
در این گزارش تحلیلی آمده است:
ترکیه خود را میان یک معضل ژئواستراتژیک گرفتار میبیند. از یک سو، برخلاف آنچه رهبرانش بهصورت علنی میگویند، منافع امنیتی این کشور در خاورمیانه در بسیاری از حوزهها با منافع اسرائیل همپوشانی دارد. با این حال، رهبران ترکیه همچنان در سطح عمومی با وضعیت اعراب فلسطینی ابراز همبستگی میکنند. در سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. تردیدی وجود ندارد که ترکیه، علیرغم اینکه خود یک قدرت اسلامگرا (البته با قومیت و مذهب متفاوت) محسوب میشود، یک رقیب ژئواستراتژیک برای ایران است.
در روزهای اخیر، گزارشهای منتشر شده از خاورمیانه نشان میدهد که ترکها در حال تشدید حملات خود علیه نیروهای کُرد در شرق سوریه هستند و برای این کار از متحدانشان در «هیئت تحریر الشام» (HTS)، که حکومت جدید اسلامگرای سوریه را تشکیل داده اند، استفاده میکنند تا کُردها را تحت فشار قرار دهند. با اینکه ایرانیها تمایلی به حمایت از کردها یا مبارزه آنها با ترکیه ندارند، اما ایران درک میکند که حمله ترکیه به کردهای تحت حمایت آمریکا در شرق سوریه محدود نخواهد ماند. از این منطقه، ترکیه و شرکای اسلامگرایشان فشار مضاعفی بر شبهنظامیان شیعه تحت حمایت ایران در عراق وارد خواهند کرد.
در واقع، عراق در حال تبدیل شدن به منطقهای داغ برای درگیری نیابتی میان شبهنظامیان اسلامگرای تحت حمایت ترکیه و نیروهای تحت حمایت ایران است.
ترکیه آرزو دارد که قدرت اصلی در جامعه اسلامی باشد. تا همین اواخر، کنترل این جامعه بین دولتهای عرب سنی تحت حمایت آمریکا، بهویژه عربستان سعودی، و جمهوری اسلامی شیعه ایران تقسیم شده بود. اما اعراب به دلیل مشکلات داخلی عمیق خود از این رقابت عقبنشینی کردهاند.
ورود ترکیه به میدان
رهبری ترکیه، تحت هدایت رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه (AKP)، مشتاق احیای ترکیه به عنوان مرکز امپراتوری جدید عثمانی است، با اردوغان در نقش سلطان جدید. یکی از مناطق کلیدی که ترکها قصد تسلط بر آن را دارند، خاورمیانه است. با حذف نسبی اعراب از این رقابت بزرگ، حالا موضوع به رقابت دیرینهای تبدیل شده است: مسلمانان سنی ترک در برابر مسلمانان شیعه ایرانی برای کنترل این منطقه.
در واقع، این رقابت مدتی است که در جریان است.
در طول دهه گذشته، سازمان اطلاعات ملی ترکیه (MIT) بهطور کامل میز ایران خود را پاکسازی کرد. پس از یک تحقیقات داخلی، مشخص شد که از سال ۲۰۱۳، بیشتر اعضای میز ایران در MIT تحت نفوذ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) قرار داشتهاند. این مسئله باعث شد اردوغان سرکوب این عناصر را آغاز کند. با وجود تمام سخنان درباره همکاری میان ایران و ترکیه طی سالهای گذشته، در واقعیت، رابطه ژئوپلیتیکی این دو کشور بر پایه رقابت استوار است.
با از دست دادن سوریه به عنوان مسیری برای گسترش قدرت ایران، ورود اسرائیل به سوریه، حضور نیروهای آمریکایی در سوریه و عراق، و اکنون مداخله ترکیه در منطقه، ایران در موقعیت دفاعی قرار گرفته است. اسرائیلیها طی دو سال گذشته آسیب جدی به نیروهای نیابتی ایران وارد کردند – نهتنها حماس، بلکه حزبالله و حتی تا حدی حوثیها نیز تحت فشار قرار گرفتند.
در نهایت، اسرائیل برخی از مهمترین سامانههای پدافند هوایی اس-۳۰۰ روسی ایران را نیز منهدم کرد. به نظر میرسد ایران این سامانههای نابودشده را جایگزین کرده و توانسته تا حدی شبکه پدافند هوایی خود را بازیابی کند. اما با این وجود، ایران هرگز به این اندازه ضعیف نبوده است.
مسیر پیشروی ترکیه و ایران
اکنون که ترکیه حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داده، تمرکز آن بر روی شبهنظامیان ایرانی در عراق خواهد بود. هدف ترکیه عقب راندن قدرت ایران به درون مرزهایش است، همانگونه که از سال ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳، یعنی قبل از سقوط عراق تحت حکومت صدام حسین، بود. پس از سرنگونی صدام، ایران توانست نفوذ خود را در سراسر منطقه گسترش دهد.
با وخامت روابط ایران و ترکیه، این احتمال وجود دارد که ترکها حتی از تواناییهای اطلاعاتی خود برای حمایت مخفیانه از مخالفان جمهوری اسلامی در داخل ایران استفاده کنند تا این رژیم را سرنگون کنند. رقابت میان ترکیه و ایران بهعنوان یکی از عوامل کلیدی تعیینکننده ژئوپلیتیک خاورمیانه در دهه آینده خواهد بود، و احتمالاً ترکیه برنده این رقابت خواهد شد.
تنها نگرانی واقعی که میتواند اسرائیلیها، اعراب، کردها و آمریکاییهای حاضر در منطقه را نگران کند، این است که پس از شکست دادن ایران، ترکیه به سراغ چه کسی خواهد رفت؟ اگر بخواهیم احتمال را در نظر بگیریم، میتوان گفت که اسرائیل هدف بعدی خواهد بود، بهویژه با توجه به اظهارات مداوم اردوغان و حزب عدالت و توسعه درباره بدرفتاری با فلسطینیها.
پایان/
نظر شما