نشنال اینترست: اروپا به رهبریِ آمریکا محتاج است

«نشنال اینترست» تاکید دارد آنچه معمولاً باعث اجماع و حفظ وحدت اروپا، به‌ویژه در لحظات بحران شده، رهبری ایالات متحده بوده است. این مسأله از روزهای اولیه دوران پس از جنگ جهانی دوم صادق بوده و هنوز هم امروز ادامه دارد. در شرایط کنونی هم اوکراین تنها به دلیل رهبری اواشنگتن توانست در مقابل روسیه دوام بیاورد.

به گزارش تحریریه،«لورنس ج. هاس» تحلیلگر مرکز پژوهشی «نشنال اینترست» اعتقاد دارد که اروپا به رهبری ایالات متحده در همه امور به ویژه در بحث امنیتی خود محتاج است و حتی اوکراین هم به دلیل سیاست های آمریکا فعلا دوام آورده است.

ممکن است برای دولت ترامپ توقع زیادی باشد که از اروپا انتظار داشته باشد که توافق صلح اوکراین را که در آن هیچ نقشی نداشته‌اند، تضمین کند.
در پی تصمیم رئیس‌جمهور ترامپ مبنی بر عدم دعوت از اروپا برای شرکت در مذاکرات صلح روسیه و اوکراین با مقامات ارشد روسیه، رئیس‌جمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، جلسه‌ای را در پاریس با رهبران بریتانیا، آلمان و سایر کشورهای اروپایی ترتیب داد تا در مورد نحوه واکنش تصمیم‌گیری کنند.

اما همانطور که رهبران اروپایی در کاخ الیزه در حال گفتگو بودند، شکاف‌ها در اروپا برای ایجاد یک جبهه متحد در مقابله با مسائل نظامی، دیپلماتیک یا اقتصادی، کاملاً نمایان شد. از یک طرف، نخست‌وزیر بریتانیا، «کی‌یر استارمر» گفت که او ممکن است ارسال نیرو به اوکراین را برای تضمین امنیت آن پس از توافق صلح بررسی کند. از طرف دیگر، صدراعظم آلمان، «اولاف شولتس» این ایده را «زودهنگام» و «کاملاً نامناسب» خواند. مقامات لهستانی نیز پیشنهاد نقش نظامی لهستان در اوکراین را رد کردند.

نشنال اینترست: اروپا به رهبریِ آمریکا محتاج است

اختلافات میان رهبران اروپایی درباره حضور مشترک نظامی در اوکراین و مسائل گسترده‌تر مرتبط با تلاش‌های دیپلماتیک ترامپ به سوی روسیه، خطرات این فرضیه‌ را نشان می‌دهد اروپا توان سیاسی لازم برای رهبری و پیشوایی را دارد؛ این نکته همان چیزی است که وزیر دفاع «پیت هگزت» هم به تازگی بیان کرد. .

آیا اروپا می‌تواند این کار را انجام دهد؟ و اگر نتواند، چه اتفاقی می‌افتد؟

فشارهای ایالات متحده برای رهبری بیشتر اروپا و دخالت کمتر آمریکا در قاره، و همچنین خطر فلج شدن اروپا (به این دلیل که کشورهای عضو با چالش‌های داخلی و مشکلات خارجی خود دست و پنجه نرم می‌کنند) می‌تواند منجر به تشدید رفتارهای تهاجمی روسیه، بی‌ثباتی اروپا و رها کردن ایالات متحده برای مقابله با دشمنان جسورتر در مسکو، پکن و دیگر نقاط جهان شود.

رهبران جهانی معمولاً در مورد اروپا همان‌طور که به روسیه، چین و سایر کشورها نگاه می‌کنند، صحبت می‌کنند. با این حال، واضح است که اروپا یک کشور نیست. بلکه مجموعه ای است که در مسائل بین‌المللی از طریق نهادهای چندجانبه، به‌ویژه ناتو و اتحادیه اروپا، عمل می‌کند. این نهادها قبل از اقدام نیاز به توافق دارند و چندان عجیب نیست که اغلب در یافتن آن با مشکل روبه‌رو می‌شوند.

آنچه معمولاً باعث اجماع و حفظ وحدت اروپا، به‌ویژه در لحظات بحرانی بین‌المللی، شده، رهبری ایالات متحده بوده است. این مسأله از روزهای اولیه دوران پس از جنگ جهانی دوم صادق بوده و هنوز هم امروز برقرار است.

ناتو، محصول پیمان آتلانتیک شمالی ۱۹۴۹، اولین ائتلاف دفاعی پس از جنگ جهانی دوم در اروپا نبود. بلکه ناتو پس از پیمان بروکسل، که در مارس ۱۹۴۸ توسط بریتانیا، فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند امضا شد، شکل گرفت. جالب است که اروپا می‌دانست این پیمان قادر به جلوگیری از تجاوز شوروی به قاره نخواهد بود چرا که ایالات متحده در آن حضور نداشت.

در سال‌های بعد، چه به‌طور رسمی از طریق ناتو و چه به‌طور غیررسمی از طریق ائتلاف‌های موقت غربی، کشورهای عضو بدون حضور و رهبری ایالات متحده به‌طور قاطعانه در مسائل نظامی عمل نکرد.

برای مثال، تنها زمانی که رئیس‌جمهور کلینتون برای اقدام قاطعانه در سال ۱۹۹۵ جهت متوقف کردن تجاوزات صربستان به بوسنی تصمیم گرفت، ناتو عملیاتی نظامی را آغاز کرد که زمینه‌ساز توافقات دیتون (مذاکرات صلح میان طرف‌های درگیر بوسنی) و صلح در بوسنی در همان سال شد.

برای اینکه کسی شک نکند در مورد اهمیت رهبری ایالات متحده، واکنش غرب به حمله و الحاق کریمه توسط «ولادیمیر پوتین» در سال ۲۰۱۴ را با واکنش غرب به حمله او به اوکراین در سال ۲۰۲۲ مقایسه کنید.

برای نخستین مورد، رئیس‌جمهور اوباما تصمیم گرفت که سلاح به کیف ارسال نکند، تنها تحریم‌های جزئی بر افراد و نهادهای روسی اعمال کرد و در تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ، عمدتاً از آن پرهیز کرد. با وجود نگرانی از تهاجم پوتین، اروپا نتواست به اقدام جسورانه‌ای به‌طور مستقل دست بزند. در پایان، غرب به‌طور غیررسمی به تصرف کریمه توسط روسیه تن داد.

برای دومین مورد، رئیس‌جمهور بایدن تصمیم گرفت که به حمله پوتین به اوکراین با شدت واکنش نشان دهد، ائتلاف وسیعی از کشورهای غربی را برای هماهنگی یک استراتژی جامع تشکیل دهد و با آن کشورها به‌طور نزدیک همکاری کند تا سلاح‌های کشنده‌تر و کشنده‌تری به کیف ارسال کرده و تحریم‌های سخت‌تری علیه مسکو اعمال کند. تنها به دلیل این اقدامات رهبری‌شده از سوی ایالات متحده است که تا به امروز اوکراین توانسته است به مقاومت در برابر تلاش‌های روسیه برای تصرف سرزمینش ادامه دهد.

حالا، ترامپ و تیم او خواستار توافق صلح میان روسیه و اوکراین هستند که در آن کریمه به عنوان بخشی از روسیه پذیرفته شود، اوکراین عضویت در ناتو نداشته باشد و تضمین‌های امنیتی برای اوکراین وجود داشته باشد که توسط نیروهای اروپایی و غیراروپایی—اما نه نیروهای آمریکایی— حمایت می شوند.

هگزت گفته است که امنیت اروپا دیگر اولویت اصلی واشنگتن نخواهد بود. حفاظت از امنیت اروپا باید برای اعضای اروپایی ناتو اولویت اصلی باشد، به عنوان بخشی از این امر، اروپا باید سهم عمده‌ای از کمک‌های جنگی را به اوکراین فراهم کند.

برای تحقق این امر، ترامپ از اعضای ناتو درخواست کرده است که هزینه‌های دفاعی خود را به ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود افزایش دهند. این در حالی است که استاندارد ناتو ۲ درصد است و واشنگتن خود تنها حدود ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف می‌کند.

آیا اروپا پس از توافق صلحی که نقشی در شکل‌دهی آن نداشته است، به اندازه کافی قوی عمل خواهد کرد تا مانع از ازسرگیری جنگ روسیه علیه اوکراین شود و مانع گسترش آن به شرق اروپا شود؟

با توجه به همه این موارد، به نظر می‌رسد این یک ریسک بسیار بزرگ برای تیم جدید در واشنگتن باشد اگر بخواهد روی اروپا حساب باز کند.

پایان/

۱۰ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۲:۰۰
کد خبر: 31908

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 4 =