به گزارش تحریریه، اندیشکده «شورای آتلانتیک» پژوهشی مبسوط را با عنوان «آینده استراتژی ایالات متحده در مورد ایران» چندماه قبل و پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا منتشر کرد و در مورد رویکردهای تاثیرگذار در کاهش قدرت منطقه ای ایران توصیه هایی را ارائه کرده است.
در این بخش از گزارش به موضوع مقابله با توان هسته ای ایران از طریق تمرکز بر فعالسازی مکانیسم ماشه یا اسنپبک (SNAPBACK) پرداخته شد.
احیای تحریمها از طریق فعالسازی مکانیسم ماشه
در راستای تلاش برای اعمال فشار بر ایران، ایالات متحده باید کشورهای اروپایی عضو برجام را ترغیب کند تا مکانیسم تحریمهای اسنپبک را که در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل پیشبینی شده است، فعال کنند. این مکانیسم به کشورها اجازه میدهد تحریمهایی را که پس از اجرای برجام تعلیق شده بودند، مجدداً اعمال کنند.
بریتانیا، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا از اعمال تحریمهای از طریق مکانیسم ماشه اکراه دارند، زیرا نگرانند که این اقدام باعث افزایش احساس تهدید در ایران شود و ایران را به تلافیجویی وادارد و در نتیجه موجب خروج ایران از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) شود یا برنامه هستهای ایران را با سرعت بیشتری به جلو ببرد.
یکی از ملاحظات کلیدی در فعالسازی مکانیسم ماشه یا اسنپبک این است که این مکانیسم در اکتبر ۲۰۲۵ منقضی میشود، یعنی تنها نه ماه پس از آغاز به کار دولت جدید آمریکا. این موضوع خطر از دست رفتن این فرصت را در صورت عدم توافق ایالات متحده و کشورهای اروپایی بر سر خطوط قرمز مورد نظر، ایجاد میکند.
تصمیم به بازگرداندن فوری تحریمهای اسنپبک احتمالاً محاسبات سیاستمداران ایرانی برای تصمیمگیری را تغییر خواهد داد، زیرا آن ها تصور میکنند که ایالات متحده و کشورهای اروپایی، صرفنظر از اقدامات ایران، سرانجام به میز مذاکره بازخواهند گشت. فعالسازی مکانیسم ماشه باعث احیای قطعنامههای سازمان ملل خواهد شد که محدودیتهایی بر فروش و خرید تسلیحات متعارف ایران و برنامه موشکی این کشور اعمال میکردند.
تحریم تسلیحاتی سازمان ملل علیه ایران در اکتبر ۲۰۲۰ به پایان رسید و محدودیتهای برنامه موشکی ایران نیز در اکتبر ۲۰۲۳ تحت مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل منقضی شد. پایان تحریم تسلیحاتی سازمان ملل علیه ایران به مسکو اجازه داد که پهپادهایی را از تهران برای استفاده در جنگ اوکراین دریافت کند و همچنین این امکان را برای روسیه فراهم کرد که فروش جنگندههای پیشرفته به ایران را بررسی کند.
از زمان لغو محدودیتهای سازمان ملل بر برنامه موشکی ایران، مسکو کمک به ایران را برای توسعه برنامه پرتاب فضایی و موشکی آن آغاز کرده است؛ این برنامهای است که از فناوریای بهره میبرد و میتواند در توسعه موشکهای بالستیک قارهپیما که قادر به حمل سلاح هستهای هستند، مفید باشد. بر اساس گزارش «بیل برنز» مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، این موضوع موجب نگرانی امنیتی شده است.
چه کشورهای اروپایی تصمیم به اعمال تحریمهای اسنپبک بگیرند یا نه، ایالات متحده باید تلاش کند تا با امضاکنندگان اصلی اروپایی برجام – بریتانیا، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا – به توافقی مشترک برای بازدارندگی درقبال عبور ایران از خطوط قرمزی که به توسعه سلاح هستهای منجر میشود، برسد. این خطوط قرمز شامل غنیسازی اورانیوم تا خلوص ۹۰ درصد، توقف یا ایجاد محدودیتهای بیشتر برای بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) یا از سرگیری فعالیتهای مربوط به ساخت سلاح هستهای خواهد بود.
در واقع، در مواجهه با تردیدهای مداوم اروپا در مورد اجرای تحریمهای اسنپبک، ایالات متحده میتواند پیشنهاد دهد که در ازای توافق بر سر این اقدامات مشترک در صورت عبور ایران از این خطوط قرمز، از فشار برای اعمال تحریمهای اسنپبک صرفنظر کند. خشم و نگرانی فزاینده اروپا نسبت به رفتار تهاجمیتر ایران، از جمله عزم ایران برای پیشبرد برنامه هستهای خود و حمایت از تهدید روسیه علیه امنیت اروپا، فرصتی را برای ایالات متحده فراهم میکند تا جبههای متحد علیه دستیابی ایران به سلاح هستهای ایجاد کند.
در سال ۲۰۲۳، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و بریتانیا، ایران را به دلیل تأمین پهپاد برای روسیه تحریم کردند و در سپتامبر ۲۰۲۴، ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و آلمان تحریمهای جدیدی علیه ایران به دلیل تحویل موشکهای بالستیک به روسیه برای جنگ اوکراین اعمال کردند. این تحریمها شامل محدود کردن پروازهای شرکت هواپیمایی ایرانایر به بریتانیا و اروپا و مسدود کردن داراییهای افراد و نهادهای مرتبط با انتقال موشکها به روسیه بود. اتحادیه اروپا احتمالاً از این روند پیروی خواهد کرد، زیرا قبلاً اعلام کرده بود که اگر تهران موشکهای بالستیک به روسیه ارسال کند، تحریمهای جدیدی را در نظر خواهد گرفت.
ایالات متحده همچنین باید یک کمپین دیپلماتیک بزرگ را دنبال کند که شامل بیانیههایی از طرف پنج کشور دائمی شورای امنیت (P5) و گروه هفت (G7) می شود و پیامدهای عدم جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و اهمیت رژیم NPT در حفظ امنیت بینالمللی را بیان کنند.
روابط روزافزون ایران با روسیه و چین و تنشهای قابل توجهی که بین این کشورها و ایالات متحده وجود دارد، این امر را دشوار خواهد کرد. اما این رقبای قدرتهای بزرگ منافع مشترکی در جلوگیری از بیثباتی و گسترش سلاح هستهای در خاورمیانه دارند که ممکن است ناشی از تبدیل ایران به یک کشور آستانهای هستهای باشد.
ایالات متحده همچنین باید ائتلافی از کشورهای مختلف تشکیل دهد که فراتر از متحدان اروپایی و گروه G7 باشد تا بر سر تحریمهای چندجانبه جدید علیه ایران و اجرای شدیدتر تحریمهای موجود توافق کنند تا فشار بر ایران گسترش یابد. سیاست باید این باشد که تحریمها علیه طبقه رهبری ایران و افرادی که بهطور خاص در پیشبرد برنامه هستهای ایران، فعالیتهای مخرب منطقهای و سرکوب مردم ایران نقش دارند، اعمال شود نه علیه مردم ایران بهطور کلی.
متحدان ایالات متحده مانند کره جنوبی و استرالیا ممکن است از این تلاش حمایت کنند، بهویژه بهدلیل نگرانیهایی که از تأثیرات بیثباتکننده یک ایران هستهای بر خاورمیانه دارند و خطراتی که این توسعه برای گسترش سلاح هستهای و تأثیرات آن در کره شمالی و ثبات آسیا بهدنبال دارد.
ایالات متحده باید کشورها را تشویق کند که بهطور منظم توقعات جامعه بینالمللی از همکاری مؤثر ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) را با تهران مطرح کنند. این کار باید از طریق گفتوگوهای دوجانبه در تهران و همچنین در وین و در هرگونه گفتوگوی دوجانبه با وزیران ایرانی انجام شود. این نیازمند یک کمپین مستمر خواهد بود و تأثیر آن وقتی بیشتر می شود که اگر توسط طیف وسیعی از کشورها، از جمله برخی از کشورهای جنوب جهان، انجام شود.
ایالات متحده باید بهطور غیررسمی با چین همکاری کند تا پیشرفتهای هستهای ایران را از طریق جلب توجه رهبران پکن به "منافع قوی خود در جلوگیری از بحران در منطقه" محدود کند. همانطور که قبلاً اشاره شد، چین احتمالاً به دنبال راههایی برای به چالش کشیدن ایالات متحده خواهد بود تا همکاری با آن، مگر اینکه پکن را تهدیدی مستقیم برای منافع حیاتی خود ببیند. به طور قابل توجهی، نگرانی چین در مورد تأثیرات بیثباتکننده تبدیل ایران به یک کشور هستهای ممکن است پکن را به همکاری با ایالات متحده برای جلوگیری از این نتیجه خاص سوق دهد.
به همین دلیل، برخی از ناظران معتقدند که دستیابی به همکاری چین برای فشار به ایران ممکن است، با اشاره به این نکته که "اقتصاد چین به انرژی از خلیج فارس وابسته است" و پکن نمیخواهد جنگی در خاورمیانه رخ دهد؛ جنگی که اگر ایران بخواهد سلاح هستهای بدست آورد، ممکن است حادث شود و منجر به اختلال در جریان نفت از منطقه و افزایش قابل توجه قیمتهای انرژی گردد. برای افزایش فشار بر ایران در رابطه با برنامه هستهای آن، ایالات متحده میتواند بهطور "بیسر و صدا با چین همکاری کند تا واردات نفت ایران را محدود کند"، با ارسال این هشدار به پکن که "واشنگتن آماده است تحریمهای خود را علیه چین اعمال کند" اگر چین به نادیده گرفتن درخواستهای همکاری ایالات متحده در این زمینه ادامه دهد.
ادامه دارد
نظر شما