به گزارش تحریریه، از سال ۲۰۰۵ که ایران به عنوان عضو ناظر پیمان شانگهای پذیرفته شد تا به امروز که عضویت کامل تهران مورد توافق اعضا قرار گرفت نزدیک به دو دهه می گذرد؛ قرعه ای که به نام دولت سیزدهم در آمد و در عرض کمتر از دو ماه پس از ورود رئیسی به پاستور، نخستین دستاورد وی در حوزه سیاست خارجی رقم خورد.
این روزها بسیاری از حامیان دولت این دستاورد را در بوق و کرنا کرده و موجی از تبلیغات رسانه ای در این زمینه به راه انداخته اند. در مقابل منتقدان دولت، عضویت دایم ایران را نتیجه دیپلماسی چند هفته ای دولت نمی دانند و آن را برای آینده اقتصاد کشور موثر ارزیابی نمی کنند.
در باب ظرفیت های این پیمان به نظر می رسد که تغییر جایگاه ایران در بین اعضای پیمان شانگهای می تواند نقطه آغاز استراتژی عملگرایانه نگاه به شرق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی باشد. از طرفی کشورهای عضو و ناظر سازمان همکاری شانگهای مجموعا بیشترین تولیدکننده و مصرفکننده انرژی در جهان هستند که با مساحتی در حدود یک چهارم سطح خشکیهای زمین و حدود نیمی از جمعیت جهان، عملا موجب بر هم خوردن جهان تک قطبی مطلوب آمریکا و ایجاد توازن قدرت در جهان چند قطبی شدهاند؛ این ها مواردی است که می تواند به وزن سیاسی تهران در جهان بیافزاید.
اما نگاهی به پیمان های منطقه ای که تهران در آنها عضویت دارد در سال های اخیر این واقعیت را عیان می سازد که نمی توان روی این پیمان ها حساب ویژه باز کرد. سازمان همکاری اقتصادی «اکو» از آن جمله است؛ اتحادیه ای که هم اقتصادی است و هم ایران جزو سه کشور بنیانگذار آن در کنار ترکیه و پاکستان قرار دارد و امروز شمار اعضای آن به ۱۰ کشور می رسد.
نکته قابل تامل اینکه کشورهایِ پاکستان، قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان عضوِ مشترک مابین اکو و سازمان همکاری شانگهای هستند. این اعضا از تحریم های یکجانبه آمریکا علیه ایران تبعیت کرده و از تداوم مبادلات اقتصادی با تهران سر باز زدند و نتوانستند آن طور که انتظار می رفت به متحد خود در دور زدن تحریم های آمریکا یاری رسانند.
برخی معتقدند اعضای پیمان شانگهای به دلایل حقوقی از جمله پرونده هسته ای ایران و قطعنامه های ششگانه شورای امنیت از پذیرش تهران سرباز زده اند؛ در این شرایط باید پرسید این موانع از ۶ سال پیش با توافق هسته ای و صدور قطعنامهی ۲۲۳۱ برداشته شد. پس چرا درخواست ایران برای تغییر جایگاه تا به امروز تغییر نکرد؟
در پیوند با اهمیت تغییر عضویت ایران از ناظر به دایم، «دیاکو حسینی» تحلیگر مسائل بینالملل نزدیک به تیم «حسن روحانی» مدعی است پذیرش عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای از آنچه فکر می کنیم اهمیت کمتری دارد. اعضای سازمان همکاری شانگهای نه مانند اعضای اتحادیه اروپا واحد پولی یا نهادهای اداره کننده مشترک دارند و نه مانند اعضای ناتو حاضرند برای امنیت یکدیگر جانفشانی کنند.
از نگاه وی، اگر چه همکاری های چین و روسیه با کشورهای آسیای مرکزی در مبارزه علیه تروریسم، افراطگرایی و جداییطلبی تقویت شده اما هیچکدام مدیون این سازمان نیست و بهراحتی میتوان تصور کرد که بدون سازمان همکاری شانگهای هم این ارتباطات به دلیل نیاز مبرم طی روابط دوجانبه شکل میگرفتند.
ضمن این که اختلافات درونی اعضای این پیمان بعد از گذشت قریب به دو دهه همپیمانی هنوز حل وفصل نشده که نمونه بارز آن تنش های شدید بین هند و پاکستان بر سر کشمیر است.
بی تردید موافقت با درخواست ایران برای عضویت دایم در پیمان شانگهای بی ارتباط با امضای سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین و همچنین توافق راهبردی ۲۰ ساله تهران- مسکو نیست؛ توافقاتی که بستر را برای این تغییر جایگاه هموار کرد. نگاه به شرق دولت رئیسی که در مقابل چشم دوختن دولت روحانی به غرب شکل گرفت نیز مزید بر علت بود تا قدرت های منطقه از قبیل چین و روسیه بر تقویت همکاری ها در دولت سیزدهم بیافزایند.
بنابراین پروسه عضویت دایم ایران نه محصول چند ماه بلکه سال ها رایزنی بوده و امروز نیز گفته می شود تکمیل آن ممکن است بیشتر از دو سال به طول بیانجامد. جدا از سازوکارهای درونی پیمان گفته می شود که ایران باید حدود ۲۷ کنوانسیون زیرمجموعه این سازمان را در مجلس تصویب و به تایید شورای نگهبان برساند تا این عضویت رسمی شود؛ فرایندی که بی تردید زمان بر خواهد بود.
پایان/
نظر شما